معماری ایرانی نوعی دانش بومی با پیشینه طولانی است و یکی از مهمترین بخشهای فرهنگ و هنر ایرانی به شمار میآید.
معماری یکی از خلاقترین هنرها و بخش مهمی از هویت هر سرزمین است. با دیدن آثار معماری، مجموعهای از ارزشهای عمیق و غنی فرهنگی و هنری ملتها آشکار میشود؛ برای مثال، طاق، چهارایوانی و حیاط مرکزی عناصر معنادار معماری ایرانی هستند. معماری ایرانی متاثر از مبانی فلسفی و فرهنگی است و کاری جمعی بهحساب میآید؛ زیرا یک اثر معماری هیچوقت بهدست یکنفر شکل نمیگیرد؛ بلکه حاصل کار دهها، صدها یا هزاران نفر برای شکل دادن به یک بنا است.
معماری نشاندهنده نوع نگرش مردم یک کشور به دنیای پیرامون خود است؛ برای همین، معماری بسیار فراتر از ساختن بناها و پایه و اساس زندگی تلقی میشود. بسیاری از جاهای دیدنی ایران از جمله شاهکارهای بینظیر معماری محسوب میشوند.
معماری ایرانی نوعی دانش بومی با پیشینه طولانی است و یکی از مهمترین بخشهای فرهنگ و هنر ایرانی به شمار میآید.
معماری ایرانی در مقایسه با معماری کشورهای دیگر جهان از ارزشی ویژه برخوردار است و ویژگیهایی چون طراحی مناسب، محاسبات دقیق، فرم درست پوشش، رعایت مسائل فنی و علمی در ساختمان، ایوانهای رفیع، ستونهای بلند و تزیینات گوناگون در عین سادگی نشانه شکوه آن هستند.
برخی از پژوهشگران معماری، جایگاه مثبت فضا یا بهعبارتی «فضا محوری» معماری ایرانی را در برابر «حجمانگاری» بهعنوان مهمترین خصیصه معماری ایرانی بهحساب میآورند. در معماری ایرانی، علاوه بر خصوصیاتی چون تناسب و زیبایی سردرها و گنبدها و ایوانها به کارگیری منطق ریاضی و عرفانی هم به چشم میخورد.
خصوصیات معماری ایرانی بهطور کلی شامل درونگرایی، پرهیز از بیهودگی، مردم محوری، خودبسندگی و مصالحشناسی است.
معماری ایرانی نوعی دانش بومی با پیشینه طولانی است و یکی از مهمترین بخشهای فرهنگ و هنر ایرانی به شمار میآید.
معماری ایرانی نوعی دانش بومی با پیشینه طولانی است و یکی از مهمترین بخشهای فرهنگ و هنر ایرانی به شمار میآید.
معماری ایرانی نوعی دانش بومی با پیشینه طولانی است و یکی از مهمترین بخشهای فرهنگ و هنر ایرانی به شمار میآید.
معماری ایرانی نوعی دانش بومی با پیشینه طولانی است و یکی از مهمترین بخشهای فرهنگ و هنر ایرانی به شمار میآید.
معماری ایرانی نوعی دانش بومی با پیشینه طولانی است و یکی از مهمترین بخشهای فرهنگ و هنر ایرانی به شمار میآید.
باورهای مردم ایران نسبت به زندگی شخصی و حرمت آن، معماری ایرانی را درونگرا ساخته است. معماران ایرانی با ساماندهی اندامهای ساختمان در گرداگرد یک یا چند میانسرا، ساختمان را از جهان بیرون جدا میکردند و تنها یک هشتی این دو بخش را به هم پیوند میداد.
خانههای درونگرا در اقلیم گرم و خشک، همچون بهشتی در دل کویر هستند. فضای درونگرا از هر سو رو به درون است و بخش بیرونی، آذینهای بیشتری نسبت به اندرونی دارد. معماران حتی در ساختمانهای برونگرا، مانند کوشک میان باغها نیز درونگرایی را حفظ کردند. کوشکها ساختمانهایی برونگرا بهحساب میآمدند که گرداگرد آنها باز بود و از هر سو به بیرون باز میشدند.
ویژگی غیرقابلانکار آثار معماری و بناهایی مانند خانه، مسجد، مدرسه، کاروانسرا و حمام، خصوصیت درونگرایانه آنها است؛ شاخصهای که ریشهای عمیق در مبانی و اصول اجتماعی- فلسفی ایرانی دارد. درونگرایی و حفظ حریم خصوصی در معماری برای رسیدن به اصل خویش و یافتن آرامش در درون است. بهطور کلی و بر اساس تفکر شرقی، در سرزمینهای اسلامی جوهر فضا در باطن متجلی میشود و حیاط درونی، به وجود آورنده این اصل است.




